رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 51

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

از نظر منابع ، برخى الگوهاى مهايانايى را مىتوان شناسايى كرد بدون اينكه [ استفاده از ] يك منبع معيّن قابل اثبات باشد . اين مطلب براى توصيف بهشت و دوزخ‌هاى متعدّد و نيز به خصوص براى شرح مفصّل ظهور و اقدامات بوداى بعدى ، بودا مايتريه ( Buddha Maitreya ) صدق مىكند . « 1 » كمالاشرى ( kam la - Sri ) خود را به‌عنوان صاحب‌نظر در ديدگاههاى اساطيرى هندو نيز نشان داد . احتمالا اين بايد دليلى بر اين امر نيز بوده باشد كه چرا رشيد الدّين نه از زبان بيرونى ، بلكه از زبان او مهمترين وقايع چهار دورهء زمانى عالم ، يوگىها ، را توصيف كرده است . به علاوه اين واقعيّت نيز مطرح بود كه كمالاشرى بر خلاف بيرونى ، دانشمند دقيق و گزارشگر واقع‌گرا ، مىدانست چگونه موضوعات خود را براى خواننده جذّاب سازد . براى مثال وقتى او تاريخ دليپاس ( Dilipa ) و پسرش راگو ( Raghu ) را تعريف مىكند « 2 » ، يا وقتى سرنوشت هرس صندرا ( Haris ? candra ) پادشاهى را كه هيچ قربانى برايش ناچيز و هيچ تحقيرى برايش چندان بزرگ نبود ، و بالاخره براى رنجهايى كه با صبرى تحسين برانگيز تحمّل كرد ، پاداشى آسمانى دريافت نمود ، و در هنگام تناسخ ، به همان مرتبه‌اى دست يافت كه ساكيامونى بودا رسيده بود ، به طرزى مؤثّر و تكان‌دهنده تعريف مىكند . « 3 » چنين روايت افسانه‌اى - اساطيرى برهمنان ، در تفسيرى صحيح حتّى بودايىهاى معتقدى مانند كمالاشرى را نيز متقاعد مىكردند ، اما برعكس ، روايات ديگرى مانند مثلا نبرد و عاقبت پاندو ( p ndava ) وقايعى كه در تضادّى بارز با نظرات بودايى قرار داشت ، مطلقا رد مىشد . به عقيدهء برهمنان ، وى مىافزايد :

--> ( 1 ) . مقايسه شود با فصل 17 روايت فارسى و 18 روايت عربى ( بخش 2 ) ؛ Jahan , RI , LXV - LXX ( 2 ) . مقايسه شود با فصل 8 روايت فارسى و 9 روايت عربى ( بخش 1 ) ؛ Jahn , RI , XXII - XXIV ( 3 ) . مقايسه شود با فصل 7 روايت فارسى و 8 روايت عربى ( بخش 1 ) ؛ Jahan , RI , XXI - XXIV